امّا خاطره اولین حضور در جبهه را از زبانِ خودِ شهید، بخوانیم: پس از اعزام به جبهه، جهت انجام عملیات طریق‎القدس، آماده می‎شدیم و در این رابطه می‎بایست چند روزی را در اهواز می‎ماندیم. در یکی از این روزها سیلوی اهواز منفجر گردید. در کنار سیلو، یکی از انبارهای حاوی قطعاتِ ماشین‎آلات و موتورسیکلت‌های سپاه قرار داشت که کلیه این وسایل، به دلیل آتش‎سوزی در سیلو، در معرض خطر انهدام قرار گرفته بود. ما در این موقعیّت، با همکاری چند تن از برادرانِ سپاه، توانستیم این وسایل را از تیررس شعله‎های آتش، دور نماییم. اینها همه از لطف و کرامتِ پروردگار بود.”