سردار شهید نادر مهدوی
نام: نادر مهدوی
نام پدر: علی بسريا
ولادت: 14 خرداد 1342
شهادت: 16 مهر 1366
محل شهادت: خليج فارس/ ناو جنگی "يو. اس. اس. چندلر" آمريكا
نحوه شهادت: شكنجه توسط نيروهای آمريكايی
آرامگاه: گلزار شهدای روستای بحيری/ استان بوشهر
آخرین مطالب
پاسدار شهید نادر مهدوی

خاطرات/ جذابیت کم نظیر

شهید، به مدد برخورداری از خصلت‌های پسندیده انسانی و اسلامی، شخصیتش بسیار رشدیافته بود. برآیند همه آن خصایل عالی و نورانی، جذّابیت کم‌نظیری را به او بخشیده بود. همگی دوستش داشتند و از ته دل به او مهر می‌ورزیدند. برادر شهید، دراین‌باره می‌گوید: در میان خانواده، به حدّی محبوب بودند و همه از همسر، پدر و مادرش گرفته تا ...

خاطرات/ دیدار و لبخند امام برای تلاش ناوگروه ذوالفقار در جریان بریجتون

پس از اقدام دلیرانه سردار شهید مهدوی و همرزمانش در انفجار کشتی بریجتون، به پاس قدردانی از این عزیزان، برنامه دیدار با حضرت امام(ره) تدارک دیده شد و این شیران بیشه مردانگی و ایثار و شهادت، به دیدار پیر و مراد خود نائل آمدند. در این دیدار، حضرت امام(رض) یکایک این سربازان جان برکف اسلام را مورد ملاطفت و تفقّد ...
پاسدار شهید نادر مهدوی

خاطرات/ ترس دشمن از جسم بی جان شهید

دستگیری نادر برای دشمن بسیار بااهمیت بوده آن چنان که پس از دستگیری اعضای بازمانده ناوگروه، بلافاصله در صدد شناسایی او بر می آیند و از تک تک اسرا درباره نادر می پرسند. دست و پای نادر به صورت مچاله، توسط دشمن بسته می‌شود ولی او کماکان روحیه خود را تسلیم دشمن نمی‌کند و همچنان مقاومت می‌نماید. هنگامی که جنازه ...

خاطرات/ انهدام نفتکش بریجتون، وقتی تبلیغات آمریکا توسط شهید نقش بر آب شد

اولین کاروان از نفتکشهای کویتی آنهم با پرچم آمریکا و اسکورت کامل نظامی توسّط ناوگان جنگی این کشور در تیرماه سال ۱۳۶۶ به راه افتادند. در این بین، دولت آمریکا عملیات سنگینی را در ابعاد روانی، تبلیغی، سیاسی، نظامی و اطّلاعاتی جهت انجام موفّقیت آمیز این اقدام انجام داده بود. در این کاروان، نفتکش کویتی اَلرَّخاء” با نام مبدّل ...

خاطرات/ پیشنهاد ابتکاری شهید برای برای بالارفتن سریع از اسکله الامیه

شهید در عملیات کربلای۳ که در ۱۱/۰۶/۱۳۶۵ آغاز شد، پیشنهاد کرد جهت بالارفتن سریع از سکوها، پلّه‎های آلومینیومیِ سبک، تاشو و قابلِ حمل ساخته شود. این پیشنهاد پذیرفته و اجرایی شد و تأثیر به سزایی در کسب موفّقیت‌های سپاه در این عملیات داشت. آقای فقیه برادر بزرگوار شهید دراین‌باره می‌گوید: یادم هست قبل از عملیات کربلای ۳، حسین (نادر) آمد ...

خاطرات/ خاطره اولین حضور در جبهه

امّا خاطره اولین حضور در جبهه را از زبانِ خودِ شهید، بخوانیم: پس از اعزام به جبهه، جهت انجام عملیات طریق‎القدس، آماده می‎شدیم و در این رابطه می‎بایست چند روزی را در اهواز می‎ماندیم. در یکی از این روزها سیلوی اهواز منفجر گردید. در کنار سیلو، یکی از انبارهای حاوی قطعاتِ ماشین‎آلات و موتورسیکلت‌های سپاه قرار داشت که کلیه این ...

خاطرات/ تولد فرزند در اربعین شهادت پدر

برادر شهید دراین‌باره می‌گوید: بچه‌های جنگ سعی می‌کردند زودتر زن بگیرند تا روح و ذهنشان سالم بماند. ایشان هم با پیگیری پدر و مادرم و مخصوصاً مادرم، ازدواج کرد. سال ۱۳۶۰ برایش خواستگاری کردیم، سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد، چندسالی بچه‌دار نشد، سال ۱۳۶۶ بود که عیالش باردار شد و درست روز چهلم شهادت نادر، دخترش به دنیا آمد که طبق ...

خاطرات/ اگر من بودم، می زدم

در سالهای پایانی جنگ، خلیج فارس برای ایران بسیار ناامن شده بود؛ عراق خیلی راحت کشتی ها و سکوهای نفتی ایران را می زد. کویت بخشی از سرزمین و عربستان، آسمانش را در اختیار صدّام قرار داده بودند. فرماندهان عالیرتبه سپاه، جریان عبور آزاد و متکبّرانه ناوهای جنگی آمریکا و نیز سایر کشتی ها و شناورهای تحت حمایت این کشور ...

خاطرات/ اطلاع شهید از شهادتش

آقای حاج‌حسن فقیه برادر بزرگوار شهید درباره آخرین دیدارش با سردار شهید مهدوی می‌گوید: برای آخرین بار، برادر شهیدم نادر در شب پنجشنبه ۱۶/۰۷/۱۳۶۶ در منزل دنیایی خود و در جمع ما حضور داشت. در همان مجلس به صورت خیلی محرمانه‌ای به من گفت: فلانی! فردا سفر خطرناکی را در پیش رو دارم و به احتمال زیاد، با آمریکایی ها ...

حماسه نادر و نبرد ناوگروه ذوالفقار با بالگردهای آمریکایی

در عصر روز پنجشنبه‌ مورّخه ۱۶/۰۷/۱۳۶۶ سردار شهید نادر مهدوی همراه با تنی چند از همرزمانش نظیر سردار شهید غلامحسین توسلی، سردار شهید بیژن گرد، سردار شهید نصرالله شفیعی، سردار شهید آبسالانی، سردار شهید محمّدیها، سردار شهید مجید مبارکی و عده ای دیگر، جهت انجام گشت زنی و حفاظت از آبهای نیلگون خلیج فارس، با استفاده از دو فروند قایق ...

خاطرات/ شش روز انتظار

رادیو در اخبار ساعت ۸ بامداد، خبر هدف قرار گرفتن قایق‌های سپاه توسط آمریکایی‌ها را اعلام می‌کند. اما برادر شهید، از قبل خـبردار شده بود. ایشان می‌گوید: ساعت ۸ شب بود که بچه‌های سپاه برایم خبر آوردند که ناوچه‌ و قایق ها را زده‌اند. با شنیدن خبر، خیسِِ عرق شدم و همانجا دلم گواهی داد که کار برادرم تمام ...

خاطرات/ شهادت پس از شکنجه های قرون وسطایی

بالأخره پس از گذشت شش روز، پیکرهای مطهر شهدا و اسرا از مسقط پایتخت کشور سلطان‌نشین عمان تحویل گرفته شد و از مرز هوایی وارد فرودگاه مهرآباد تهران گردید. سردار فتح الله محمّدی فرمانده وقت منطقه دوم نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در هنگام تحویل اسرا و پیکرهای مطهّر شهدا در مسقط حضور پیدا کرده بود. او می‌گوید: ...

خاطرات/ گریه شهید بر سر سفره رنگارنگ سحری

شهید مهدوی از کودکی، تمام وجودش با سادگی و بی‌آلایشی عجین شده بود. از تکلّف و پرداختن به امور زائد و بیهوده، شدیداً امتناع می‌کرد و از این امور، متنفّر بود. خانه بسیار ساده‌ای داشت و از امکانات زندگی، تنها به ضروریات آن اکتفا می‌کرد. هرگز راضی نمی‌شد بر سر سفره‌ای حضور یابد که از روی اسراف، چیده شده است ...

خاطرات/ زندگی ما آنگونه که هست، برای ما کافیست

همسر شهید درباره سادگی شهید و بی‌اعتنایی‌اش به آرایه‌های ظاهرفریب دنیوی می‌گویند: هیچ‌وقت ندیدم که شهیدمهدوی درخانه، درباره دنیا و زندگی مادی، آرزو و خواسته‌ای داشته باشند، بلکه همواره خاطرنشان می‌کردند که زندگی ما آنگونه که هست، برای ما کافیست و نیازی به افزون‌طلبی نیست و ما به آنچه که خداوند عطا کرده، راضی هستیم.

خاطرات/ کسی از اسم من برای امور دنیایی استفاده نکند

بردار شهید می‌گوید: کمتر از یک‌ماه یا چهل‌روز قبل از شهادت حسین(نادر) پیش هم بودیم؛ ایشان درست مثل اینکه از یک چـیز حتمی صحبت می‌کند، گفت: فلانی! به همین زودی من شهید می‌شوم و خدا نکند که کسی از اسم من برای امور دنیایی استفاده کند. طبق این وصیت، اصلاً ما جـرأت نمی‌کنیم چـیزی از برادران بنیاد شهید بخواهــیم. این ...
12