سردار شهید نادر مهدوی
نام: نادر مهدوی
نام پدر: علی بسريا
ولادت: 14 خرداد 1342
شهادت: 16 مهر 1366
محل شهادت: خليج فارس/ ناو جنگی "يو. اس. اس. چندلر" آمريكا
نحوه شهادت: شكنجه توسط نيروهای آمريكايی
آرامگاه: گلزار شهدای روستای بحيری/ استان بوشهر
نماهنگ حماسه نادر
در حال بارگزاری نماهنگ...
دانلود با کیفیت بالا
پرونده‌ها
آخرین مطالب

منوچهر بایندری شاعر ترانه «حماسه‌نادر» : شب و روز فکر و ذکرم شهید نادر مهدوی شده بود

وی با اشاره به حس و حال خودش هنگام سرودن شعر گفت: شب و روز فکر و ذکرم شهید نادر مهدوی و خاطرات آن شهید بزرگوار و ناو بریجتون و مالیدن پوزه آمریکا بر خاک و از همه مهم تر لبیک گفتن به خواسته ی امام خمینی(ره) شده بود. خود شهید هم جمله ای به یادگار دارد که می گوید:« خوشحالم که لبخندی بر روی لبان امام نشست.» این اتفاقات شب و روز در ذهن من مرور می شد تا اینکه توانستم ترانه ای احساسی درباره آن رویداد بسرایم.

مانور شهادت اینگونه آغاز شد / ۱

ما مرد جنگيم و از كشته شدن نمي‌هراسيم و مرگ را با جان و دل مي‌خريم. براي ما يكسان است كه مرگ به جانب ما بيايد يا ما به جانب مرگ برويم.

«بیژن» تنها چند دقیقه فرزند یک روزه‌اش را دید / ۲

رفته بوديم منزل بيژن گُرد كه تازه بچه‏ دار شده بود. يادم هست باهم - نوزاد يكى دو روزه را بغل گرفت و بوسيد و باهم به راه افتاديم. من به بيژن گفتم: من دو تا بچه دارم و بچه‏ هام رو ديدم... خاك بر سر تو كه بچه ‏ات يك روز بيشتر نداشت و درست آن را نديدى.

وقتی ناخداى لنج شربت شهادت برایمان درست کرد! / ۳

من تا آن وقت در حملات زمينى زيادى شركت كرده بودم. همچنين از نزديك شاهد بمباران‏هاى فراوانى در خارك بودم. اما اين اولين بارى بود كه در چنين ماموريتى شركت میكردم؛ ماموريتى رو در رو با هلی‏كوپترهاى آمريكايى؛ رو در روى شيطان.

هلی‌کوپتر پیشرفته آمریکایی را اینگونه سرنگون کردیم / ۴

كريمى سريع چرخيد و موشك را شليك كرد. در كمال ناباورى و شگفتى، موشك استينگر به هلى كوپتر آمريكايى خورد و آن را در هوا منفجر كرد. نور ناشى از انفجار، همه جا را روشن كرد و صداى مهيبى برخاست و قطعات متلاشى شده هلى كوپتر مثل باران باريد روى آب.

بازجویی با بدن سوخته روی ناو هواپیمابر آمریکا / ۵

در سرتاسر راهرو روی همه دیوارها، تابلو ها، عکس‌ها و حتی اتیکت اتاق‌ها را با پارچه پوشانده بودند تا من ندانم کجا هستم و هویت کسانی را که مرا اسیر کرده اند، نشناسم البته بر من مسلم بود که در یکی از ناوهای بزرگ و مجهز هواپیمابر آمریکایی هستم.

بازجوی آمریکایی پرسید: «نادر» کیه؟ / ۶

یک روز در حین بازجویی يك نظامي امريكايي به من گفت: یک سوال از تو دارم: نادر کیست؟

آمریکایی ها همچنان به دنبال «نادر» / ۷

من چنان به خود تلقین کرده بودم که نادر را نمی شناسم که اگر بیهوش هم می شدم، در بیهوشی هم همین جواب را می دادم.

وقتی دکتر عمانی پای مرا بوسید / ۸

داخل هواپیما هر قدر چشم چشم کردم تا نادر، بیژن، نصرالله، توسلی یا محمدیا را ببینم، هیچ کدام را ندیدم. کلی عکاس و خبرنگار هم حاضر بودند که از هر رفتار و اقدام ما عکس یا فیلمبرداری می کردند.

از موج خلیج فارس باید پرسید.. / ۹ و پایانی

امروز محرومان جنوب لبنان،مسلمانان مظلوم فلسطین ، گرسنگان محروم افریقا همه چشم انتظار شما هستند، شما باید امروز به معنای واقعی کلمه، پاسدار انقلاب اسلامی، نه در ایران بلکه در جهان و از سربازان امام زمان (عج) باشید.
تصاویر